![]() |
![]() |
|
| دروازه ای به روی میدان مبارزه |
|
۲۵-
غم انگیزترین تن فروشی تن فروشی به تقدیر است
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
۲۴-
مردمی که خودشون رو خردمند می دونند،
اغلب موقع فرمان دادن نامصمم می شوند
و موقع فرمان بری یاغی اند.
از دستور دادن شرم دارندودستور گرفتن را خفت می دانند. تــــــــو هرگز این طور نباش
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
23- در عشق هم مساله زمان مطرح است.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
۲۱- میخوام بشینم کنار سرمای این فصل و توی سفره آسمون به ماهی که عینک زده و ستاره هایی که بهش چشمک میزنند به تو نگاه کنم تو هی اخم کنی و خودت رو بزنی به اون راه و من هی نگاهت کنم تو حتی من رو نشناسی ولی من هی نگاهت کنم تو تو دلت بگی عجب آدم سمجی و من توی دلم بگم ماه این همه سال به ستاره ها توجه نکرد اما ستاره ها که خسته نشدند و هی نگاهت کنم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
ما رو ببخشید که هنوز یادمونه خندهاتون
*** یکی دیگه از مردم این شهر عزیز رفت به سفر شهر من داره دوروبرش خالی میشه شهر من از نبودن مرداش دل ش گرفته قیــــــصر قیصر شهر من قیــــــصر شعر ما رفـــــــــــــــــت
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
۲۰- در کارگه کوزه گری رفتم دوش دیدم دو هزار کوزه گویا و خموش ناگه زمیان یکی برآوردخروش کو کوزه گر و کوزه خر و کوزه فروش
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
19- کمی شل کردن گره طناب، برای جلوگیری از ترس زندانی ، کمی ستایش از او،
این قانون مهمی است.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
میدان جنگ پست الکترونیک خاطرات خونین |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
غزل بانوی گنه کار نسیم از سمت شما می وزد؟ |
|
RSS
|