![]() |
![]() |
|
| دروازه ای به روی میدان مبارزه |
|
۹- تمام خستگی زمین را روی دوش من بگذار دارم تنهایی را تجربه میکنم
و باران را تماشا کنم که شیشه ها جلویش را گرفته اند تا مبادا من را ببوسند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
۸- آزادی مثل طعم زرشکی میمونه که از ترشی به تلخی میزنه آزادی یعنی چشیدن یک آب آلبالو خنک توی سرمای زمستون توی یکی از
خیابانونهای شوش؟ یا خوردن ماتیک خوشرنگی که مزه گیلاس میده؟ یا نوشتن آزاد مثل تازی که اسب می تازه،
و شمشیرقلم رو در آسمون فکر تاب دادن؟
هیچکدوم از اینها آزادی نیست آزادی یعنی ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
7-
تا میلیونها سال، انسان فقط با چیزی صحبت می کرد که می توانست ببیند.
ناگهان فقط در عرض یک قرن، "دیدن" و "صحبت کردن" از هم جدا شد. تلفن واژه ای تازه شد برای ما فکر میکنیم به این پدیده عادت کرده ایم، وضربه شدید این پدیده را در واکنش هامان درک نمیکنیم. خیلی ساده، بدن ما هنوز به این موضوع عادت نکرده.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
6- بهترین راه غرق شدن در خدا راه عشق است
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
5- اگر به خاطر شرم نبود خداوند کشف نمی کرد که آدم و حوا سیب را خورده اند
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
4- افرادی را می شناسم که به خطاهایشان عادت کرده اند وپس از مدتی،
همین خطاها را به چشم سجایای اخلاقی اشتباه گرفتند .
و دیگر برای تغییر زندگی بسیار دیر شده است.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
3-
چرا مردم از جهان کودکی فاصله میگیرند،
هرچند میدانند این دوران چه شادی عمیقی را وارد زندگی شان میکند؟
شاید به خاطر اینکه دیگربا این شادی ارضا نمی شوند.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
2-
با توجه به این که در بدو آفرینش، تعدادبسیار کمی روح روی زمین وجود داشته وامروز تعدادانسانها بسیار زیاد است، این همه روح از کجا آمده اند؟ روح ما مثل بلورها و ستاره ها،درست مثل سلولها تقسیم می شود. روح ما به دو روح دیگر تقسیم می شود،این دو روح به دو روح دیگر تبدیل می شوند، بدین ترتیب در طول
چند نسل،بربخش بزرگی از کره زمین پخش می شویم. ما بخشی از روح جهان هستیم . در حقیقت اگر روح جهان فقط تقسیم بشود هر چند گسترش یابد، اما ضعیف تر هم می شود.
پس همانطور که تقسیم می شویم، دوباره با هم ملاقات هم میکنیم.
ونام این ملاقات دوباره عشق است. سفر پیدایش توضیح می دهد که روح آدم تقسیم شد وحوا ازدرون او تولد یافت.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
1- خداوند در همه چیز تجلی میابد،
اما "کلمه" یکی از ابزارهای محبوب او برای تجلی است.
چراکه "کلمه" ،اندیشه استحاله یافته به ارتعاش است؛
چیزی که بیش از این تنها انرژی بوده، در فضا، در پیرامونت پخش می شود.
بسیار مراقب باش چه میگویی.
"کلمه" نیرویی عظیم تر از تمامی آیین ها دارد.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
از تهی سرشار ، جویبار لحظه ها جاریست. چون سبوی تشنه کاندر خواب بیند آب، واندر آب بیند سنگ. زندگی را دوست میدارم ؛ مرگ را دشمن. وای ، اما – با که باید گفت این؟- من دوستی دارم که بدشمن خواهم از او التجا بردن. جویبار لحظه ها جاری.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
با تمام قوا حواسم رو جمع میکنم تا صدای شهر رو نشنوم شهری که برای من یک هویته یک هویت زیبا اما بی تو پر از صداست صداهایی که میخواد دهن باز کنه و آدم رو بخوره توی این شهر همه چیز هست از پارکی که برای اولین بار در اون آب بازی کردم تا بیمارستانی که ... آدمهایی که عنصر خیانت در اونها مثل آب 97درصد از وجودشون رو پر کرده تا فاحشه هایی که ناموس پرست تر از هر سیاستمداری هستند اما من امروز میخوام یک شطرنج بخرم میخوام با خودم بازی یکنم تنهایی اونوقت دیگه برنده و بازنده خیلی مهم نیست مسئله بازیه و زمان بازی مثل زندگی زندگی یک بازی بینهایت ساده و البته شاداب که خیلی ها فقط جنبه ساده بودنش رو میبینند و بعضی هم شاداب بودنش رو میخوام وقتی شطرنج رو گرفتم چشمام رو ببندم و 3دور دور خودم بچرخم و دستم رو دراز کنم وبه اولین کسی که دیدم بگم بیاد بازی ما آدمها یادمون رفته که برای زندگی فرصت کمی داریم اونقدر که حتی نمیتونیم به درستی همرو بشناسیم دیشب بازم یک فیلم از وودی آلن دیدم خیلی جالب بود اون با یک زن سه بار ازدواج میکرد و هر بار اون زن گوشه ایی تازه از شخصیتش رو به وودی نشون میداد آخر سر وودی گفت من فقط میخواستم زندگی کنم نه اینکه صرف تو بشم و اونها برای چهارمین بار از هم جدا شدند ما که با این همه توجه به هر حال توی اغلب ارتباطاتمون به روزمرگی میرسیم بیایم یکبار هم خودمون رو به دست آب بسپریم چرا نباید یکم به خدا و سرنوشت و سه دور چرخیدن ودست خودمون اعتماد کنیم برای پیدا کردن یک هم بازی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
واژه ها من دوستت دارم من عاشقتم من ازت متنفرم من بی تو میمیرم واژه ها که گناهی ندارند من وتو باعث میشیم اونها بیان بشند من تو من تو م ت . . ...
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
میدان جنگ پست الکترونیک خاطرات خونین |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
غزل بانوی گنه کار نسیم از سمت شما می وزد؟ |
|
RSS
|