![]() |
![]() |
|
| دروازه ای به روی میدان مبارزه |
|
"یک بلیط برای جهنم،لطفاً."
(( متاسفم،همه قطارهایی که به جنوب می روند از قبل پر شده اند. )) (( امشب هیچ وسیله دیگری حرکت نمی کند؟ )) (( یک اتوبوس برای جهت مخالف داریم. )) (( جای خالی دارد؟ )) (( زیاد )) (( مقصد آن خیلی دور است؟ )) (( نه،زیاد نه ،اما بد نیست یک کتاب خوب همراه داشته باشید. شنیده ام در این سفر آدم
خیلی احساس تنهایی می کند. )) اندرو ایی.هانت
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 0:0 توسط گلادیاتور بدون سپر |
|
|
میدان جنگ پست الکترونیک خاطرات خونین |
| درباره وبلاگ |
|
| آرشیو موضوعی |
|
غزل بانوی گنه کار نسیم از سمت شما می وزد؟ |
|
RSS
|